جناب آقای بان کی مون، دبیر کل محترم سازمان ملل متحد جناب آقای حسن روحانی، رییس جمهور ایران جناب آقای مامون حسین، رییس جمهور پاکستان جناب آقای پیتر مارور، رییس کمیته بین المللی صلیب سرخ پنج سرباز ایرانی به وسیله گروه مسلح "جیش العدل " در مرز های جنوب شرقی ایران ربوده شده اند. چند روزی است که خانواده آنها و تمام ملت ایران نگران سلامتی و جانشان هستند. این اولین اقدام گروه تروریستی جیش العدل نیست و در گذشته نیز اقدامات مشابهی را در منطقه انجام داده است. این پنج نفر که در حال گذراندن دوران خدمت سربازی خود بوده اند قربانی مناقشه هایی هستند که خودشان هیچ نقشی در آن ندارند. این اقدامات خلاف تمام موازین بین المللی است. His Excellency,Mr. Ban Ki-Moon, United Nations Secretary General His Excellency, Mr. Hassan Rouhani, President of Iran His Excellency, Mr. Mamnoon Hussain, President of Pakistan His Excellency, Mr. Peter Maurer President, International Committee of the Red Cross Five Iranian soldiers are recently abducted by the armed group "Jaish al- Adl" in the Southeastern border of Iran. Iranian, along with the families of these soldiers are deeply concern about their lives. This is not the first terrorist act of this extremist armed group and they have a history of violence in the region. These young men, who are completing their mandatory military service, are victims of a violent conflict in which they have no role in and their abduction is against all international rules. We, the undersigned, urge you all to use any possible measure to ensure their safety and release. Sincerely,
A
amir mohsen asgharian
12 years ago
free iranian soldiers
M
Mansooreh
12 years ago
Free Iranian Soldiers
V
vahid manteghei
12 years ago
free iranian soldiers.
M
Mohammad
12 years ago
Free Iranian Soldiers
E
ehsan
12 years ago
free them
S
shahram
12 years ago
Free Iranian Soldiers
S
somaye
12 years ago
سه روز باز و بسته کردن اسلحه آموختم دو بار به میدان تیر رفتم و بیست پوکه تحویل دادم یک شب در چادر خوابیدم و چهل و هشت کلاس آموزشی گذراندم تا در احکام بول و غائط و استبرا و جنابت و استحلام و در مخارج ضالین و در تاریخ التهاب بسیج و انقلاب و دفاع مقدس و شناختن عقدهدارترین معلمان عقیدتی صاحب فن شوم هر شب هم آرام و آهسته زیر پتو به یادت گریه کردم مادر …………. همهی بیماریهای سخت نصیب پولدارهایی شد که پدرانشان پزشکها و بقراط را یکجا معامله میکردند کار کُلُفتها به معامله هم نمیکشید ساندیسخورها امریه داشتند گردن کلفتها، گردن زبانبازها، لیس… ما هم بینصیب نماندیم طوفان شن و عقرب و راه دور و شبنگاهبانی… چرا گریه میکنی مادر؟ سی و شش هزار و هفتصد تومان حقوق هم هر ماه میدادند همهاش ته کولهام است بجز نه هزار و دویست تومن حق سختی آب و هوا سهمیهی من و عقربها و گریه کردیم به غریبی هر چی مثل خودمان ……… یک سال برایم نماز و روزه بگیرید و هجده سال تفریح، ویلا، دل خوش و اگر مقدور بود پارتی یک یغلوی دو پوتین یک کاپشن یک کوله سه روز تشویقی یک هفته اضافه خدمت و یک دنیا آرزو مرده ریگ من است ……… لپ مریم را از طرف من ببوس پیشانی امیرحسین را از طرف من ببوس و دست پدر را به جای من بمال فیزیوتراپی گران است بیمهی کارگری بیفایده این هم از کار بیفتد بیچارهاید عوضش پنج سال دیگر اگر قوانین تغییر نکند اگر جنگ نشود اگر بزرگان برزخ نباشند و اگر آسمان به زمین نیاید امیرحسین معاف میشود و برایتان آن کارهایی را میکند که من در نوزده سالگی با کارت پایان خدمتی در جیب میخواستم بکنم …………. وقتی غرش تکبیر آمد من مخرجش را تشخیص دادم از همان مخرجی میآمد که ما چهل و هشت کلاسش را دیده بودیم تفنگم را اما پیدا نکردم و جهت را تشخیص ندادم در زندگیام فقط بیست و یک گلوله شلیک کردم بیست تا در آموزشی و یکی ناخودآگاه به محض دریده شدن سینه و پا و پهلویم …………….. مرا عریان نشویید خجالتیام هنوز هجده سال دارم و سیمایم شانزده ساله مینماید به من کافور نزنید بویش بد است یاد غذاهای پادگان و پاسگاه میاندازدم و مرا در کفن نپیچید هنوز از زخمم خونابه جاریست.........
Free Iranian Soldiers
Free Iranian Soldiers
free iranian soldiers
Free Iranina Soldiers
Free Iranian Soldiers
Free Iranian Soldiers
Free Iranian Soldiers
پنج مرزبان ايراني را آزاد كنيد!
Let them free plz
Free Iranian Soldiers
Free Iranian Soldiers
Free Iranian Soldiers
جناب آقای بان کی مون، دبیر کل محترم سازمان ملل متحد جناب آقای حسن روحانی، رییس جمهور ایران جناب آقای مامون حسین، رییس جمهور پاکستان جناب آقای پیتر مارور، رییس کمیته بین المللی صلیب سرخ پنج سرباز ایرانی به وسیله گروه مسلح "جیش العدل " در مرز های جنوب شرقی ایران ربوده شده اند. چند روزی است که خانواده آنها و تمام ملت ایران نگران سلامتی و جانشان هستند. این اولین اقدام گروه تروریستی جیش العدل نیست و در گذشته نیز اقدامات مشابهی را در منطقه انجام داده است. این پنج نفر که در حال گذراندن دوران خدمت سربازی خود بوده اند قربانی مناقشه هایی هستند که خودشان هیچ نقشی در آن ندارند. این اقدامات خلاف تمام موازین بین المللی است. His Excellency,Mr. Ban Ki-Moon, United Nations Secretary General His Excellency, Mr. Hassan Rouhani, President of Iran His Excellency, Mr. Mamnoon Hussain, President of Pakistan His Excellency, Mr. Peter Maurer President, International Committee of the Red Cross Five Iranian soldiers are recently abducted by the armed group "Jaish al- Adl" in the Southeastern border of Iran. Iranian, along with the families of these soldiers are deeply concern about their lives. This is not the first terrorist act of this extremist armed group and they have a history of violence in the region. These young men, who are completing their mandatory military service, are victims of a violent conflict in which they have no role in and their abduction is against all international rules. We, the undersigned, urge you all to use any possible measure to ensure their safety and release. Sincerely,
free iranian soldiers
Free Iranian Soldiers
free iranian soldiers.
Free Iranian Soldiers
free them
Free Iranian Soldiers
سه روز باز و بسته کردن اسلحه آموختم دو بار به میدان تیر رفتم و بیست پوکه تحویل دادم یک شب در چادر خوابیدم و چهل و هشت کلاس آموزشی گذراندم تا در احکام بول و غائط و استبرا و جنابت و استحلام و در مخارج ضالین و در تاریخ التهاب بسیج و انقلاب و دفاع مقدس و شناختن عقدهدارترین معلمان عقیدتی صاحب فن شوم هر شب هم آرام و آهسته زیر پتو به یادت گریه کردم مادر …………. همهی بیماریهای سخت نصیب پولدارهایی شد که پدرانشان پزشکها و بقراط را یکجا معامله میکردند کار کُلُفتها به معامله هم نمیکشید ساندیسخورها امریه داشتند گردن کلفتها، گردن زبانبازها، لیس… ما هم بینصیب نماندیم طوفان شن و عقرب و راه دور و شبنگاهبانی… چرا گریه میکنی مادر؟ سی و شش هزار و هفتصد تومان حقوق هم هر ماه میدادند همهاش ته کولهام است بجز نه هزار و دویست تومن حق سختی آب و هوا سهمیهی من و عقربها و گریه کردیم به غریبی هر چی مثل خودمان ……… یک سال برایم نماز و روزه بگیرید و هجده سال تفریح، ویلا، دل خوش و اگر مقدور بود پارتی یک یغلوی دو پوتین یک کاپشن یک کوله سه روز تشویقی یک هفته اضافه خدمت و یک دنیا آرزو مرده ریگ من است ……… لپ مریم را از طرف من ببوس پیشانی امیرحسین را از طرف من ببوس و دست پدر را به جای من بمال فیزیوتراپی گران است بیمهی کارگری بیفایده این هم از کار بیفتد بیچارهاید عوضش پنج سال دیگر اگر قوانین تغییر نکند اگر جنگ نشود اگر بزرگان برزخ نباشند و اگر آسمان به زمین نیاید امیرحسین معاف میشود و برایتان آن کارهایی را میکند که من در نوزده سالگی با کارت پایان خدمتی در جیب میخواستم بکنم …………. وقتی غرش تکبیر آمد من مخرجش را تشخیص دادم از همان مخرجی میآمد که ما چهل و هشت کلاسش را دیده بودیم تفنگم را اما پیدا نکردم و جهت را تشخیص ندادم در زندگیام فقط بیست و یک گلوله شلیک کردم بیست تا در آموزشی و یکی ناخودآگاه به محض دریده شدن سینه و پا و پهلویم …………….. مرا عریان نشویید خجالتیام هنوز هجده سال دارم و سیمایم شانزده ساله مینماید به من کافور نزنید بویش بد است یاد غذاهای پادگان و پاسگاه میاندازدم و مرا در کفن نپیچید هنوز از زخمم خونابه جاریست.........